حسن حسن زاده آملى

298

هزار و يك كلمه (فارسى)

در اينكه موجد جسم چه مىتواند بود چيزى كه جسم و جسمانى نيست حادث زمانى نيز نيست ؛ يعنى نمىتوان گفت زمانى بوده است كه آن نبوده - و اين مطلب قبلا ثابت شد . و چون عقل مجرد جسمانى نيست ، حادث زمانى نيست و معلول او نيز حادث زمانى نيست . بنابراين ، اگر در اوّل خلقت يك عنصر جسمى بيش موجود نبوده است و گفتيم ساير انواع از آن يكى به تغيير و تبديل حاصل آمده است ، فقط همان يكى از عقل مجرد صادر شده است ، زيرا كه همان يكى حادث نيست و ساير انواع حادثند و معلول او نمىتواند بود . و اگر ثابت شود كه عنصر اول متعدد بوده است ، همه آنها معلول عقلند زيرا كه همهء آنها براى حادث نبودن صلاحيت دارند از عقل صادر شوند و از طرف ديگر جسمى علت وجود آنها نمىتواند بود ، و اما اينكه همهء آنها معلول يك عقلند يا اينكه هر يك علت على حده دارند ، اين را نيز نمىتوان از روى هيچ دليلى اثبات نمود . در ماهيت انواع مركبه مركب دو قسم است ؛ مركب حقيقى و مركب اعتبارى . مركب اعتبارى آن است كه بسايط مجاور هم باشند به طورى كه از مجموع آنها يك اثر واحد ظاهر نشود بلكه اثر مجموع عبارت از عين اثر بسايط باشد كه يك مرتبه با هم ظاهر مىگردد ؛ مثلا اطاق كه از خشت و گل ساخته مىشود ، غير از مجاورت اجزا چيز ديگرى در بين نيست . مركب حقيقى آن است كه نه صرف مجاورت و اختلاط بسايط بلكه يك نوع تأليف و استهلاك در بسايط پيدا شود به طورى كه اثر تازه‌اى غير از مجموع آثار اجزا از آن پديد آيد ، چنان كه علماى شيمى مىگويند آب مركب از دو عنصر است به صورت بخار ؛ يكى موسوم به اكسيژن يعنى مولد ترشى و ديگرى موسوم به هيدروژن يعنى مولد آب و چون اين دو به نسبت مخصوص با هم تأليف شوند ، آب پيدا مىشود ولى نه صرف